قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

644

درة التاج ( فارسى )

قرع و أنبيق مىنهيم حاصل مىشوذ ازو جوهرى ارضى ، و مائى ، و هوائى و آب و زمين جون مختلط شوند لابد باشد از حرارتى طابخ ايشان و جوهر طابخ آتش است . و فائدهء رطب و يابس آنست كى رطب بيابس متخمّر مىشوذ - و مركّب را بواسطهء رطب قبول اشكال حاصل مىآيذ ، و بواسطهء يابس حفظ اشكال . و فائدهء حارّ انضاج است . و فائدهء بارد تكاثف است - كى حافظ هيئت و تركيب باشد - و گوئيا كى آتشى كى مجاور فلك است متحرّك است به حركت او ، و مؤكّد اينست حركت شهب و ذوات الأذناب بر موافقت فلك ، جنانك بدين زوذى بدانى . و كرهء هوا صحيح الاستداره نيست از جهت مقعّر ، جه مماس آب و زمين است پس در وهاد و اغوار داخل شوذ و جبال و غير او از مرتفعات درو داخل شوند . و مجموع آب و زمين نزديك‌اند باستدارت و اگر جه استدارت او حقيقى نباشد و اگر جنين نبودى يا مستقيم بوذى از مشرق به مغرب ، يا مقعّر ، يا محدّب ، و اوّل باطل است و الّا طلوع كواكب بر جميع بلدانى « كه » موضوع بوذى بر آن سطح و غروب ايشان از آنها در يك زمان بوذى ، پس اوقات خسوف « 1 » در شيئى از بلدان مختلف نشذى و دوّم نيز باطل است و الّا طلوع كواكب بر بلدان غربى بيش از شرقى باشد « 2 » . پس زمين محدّب باشد از مشرق به مغرب . و همجنين از شمال بجنوب ، - ( جه ) اگر مستقيم بوذى ظاهر نشدى ازدياد ارتفاع كواكبى كى قريب بوذندى ، از احد القطبين و بعيد ، و ازدياد انخفاض « 3 » او بحسب سلوك سالك بشمال - يا جنوب . و اگر مقعّر بوذى خطّ آنج بقطب شمالى نزديك است زيادت شدى - هرگاه ( كى ) توغّل در شمال زيادت شذى ، پس مسكون از زمين محدّب باشد از جميع جوانب ، و حدس كنند ازين « كه » همه زمين همجنين است ، سيّما نزد اعتبار استدارت ظلّ زمين در همه خسوفات ، جه انخساف قمر

--> ( 1 ) - خسوفات - ط . ( 2 ) - بودى - ط . ( 3 ) - الخفاظن - اصل .